یه کاغذ




یک صفحه سفید گذاشت جلوی دختر و گفتː
بنویس! هر چه می خواهی بنویس!
 بد,زشت,احساسی,هیجان انگیز,دوست داشتنی, 
هی بنویس و پاک کن
چند دقیقه بعد صفحه سفید کاغذ پراز علامت و حرف بود.
چروک و خط خطی و کثیف.
جای پاک کردن ها و نوشتن های مکرر رویش دیده می شد.
کاغذ را گرفت.
یک کاغذ سیاه به او داد و گفتː
بنویس.
همان هایی که آنجا نوشتی پاک کن ,خط خطی کن.
دختر گفتː
نمی شود استاد,روی برگه سیاه چیزی نوشته نمی شود!
استاد چادرش را سرکرد و لبخند ملیحی زد
.نگاه دختر به سیاهی چادر خیره ماند.

حجاب واکسن مقابله با تیر نگاه های آلوده است...

تاریخ ارسال : سه شنبه 18 اسفند 1394 06:59 ب.ظ | نویسنده : منصوره

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 27 شهریور 1396 12:33 ق.ظ
Hi there, I found your website by means of Google even as searching for
a similar matter, your site got here up, it seems great.
I have bookmarked it in my google bookmarks.

Hi there, just changed into alert to your weblog via Google, and located
that it's truly informative. I'm going to be careful for brussels.
I'll be grateful if you continue this in future.

Numerous other folks will be benefited out of your writing.

Cheers!
تاریخ ارسال : دوشنبه 13 شهریور 1396 06:19 ب.ظ
Hey would you mind letting me know which hosting company you're using?
I've loaded your blog in 3 completely different browsers and I must say
this blog loads a lot faster then most. Can you recommend a good web
hosting provider at a fair price? Cheers, I appreciate
it!
تاریخ ارسال : دوشنبه 30 مرداد 1396 04:35 ب.ظ
Very good info. Lucky me I found your blog by chance (stumbleupon).
I have saved as a favorite for later!

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر